قهرمان ميرزا عين السلطنه
1610
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
راهسازى - قيمت چاى دو ماه قبل شش نفر مهندس آمده از زنجان گذشت و راه را معلوم داشته همهجا ميخ كوبيده علامت گذاشتند ، بايد اين روزها از دو سه مكان شروع به ساختن كنند . باج گزافى مىگيرند ، يعنى هرقدر ميلشان باشد . ديگر قاعده و قانونى ندارد . چندى قبل كه سى چهل نفر قزاق هم گرفته بودند متصل در گردش بودند . از هرجا مال مىگذشت باج مىگرفتند . چه از راه عبور نموده باشد ، چه قدمى از جاده برنداشته باشد . از طهران تا قزوين را سى تومان كرايهء درشكه مىگيرند . از اسبى سه هزار ، شترى چهار هزار باج راه . در مهمانخانه هم هرقدر بتوانند تعدى مىكنند ، مثلا چاى فنجانى ده شاهى . در حالى كه در تمام مملكت ايران فنجانى هفتاد و پنج دينار كه سه پول سياه باشد چاى را مىدهند . همهچيز را از اينرو قياس بايد كرد . بارى درد بىدرمان زياد است . در نجفآباد حضرت و الا براى ناهار پياده شده بودند . باغ و عمارت و استخر بدى نداشت . نصر السلطنه سردار معظم ساخته . پريروز از نجفآباد بهسمت آشنستان و شترك رفته . او هم گويا خيال طهران رفتن ندارد . كالسكهها از اينجا بهسمت طهران رفت . هوا گرم بود . منزل هم گفتند نزديك است خيلى معطل شديم . از اينجا بايد زنها اسب سوار شوند . زنهاى الاغ سوار نشده اين زنهاى الاغ سوار نشده ، راه صاف نديده ، بايد در اين كوهها با اسب بروند . خداوند مگر حفظ فرمايد . اينها آدمى نيستند كه جلوى اسب را بتوانند بگيرند . از الموت قاطر سوارى و پيادههاى زرنگ خواسته بوديم . گويا كاغذها دير رسيده باشد كه تا حال نيامدهاند . چهار ساعت به غروب مانده حضرات را به پاى سياستگاه بردند . هركدام به شكلى سوار شدند . بچهها را هم جلوى نوكرها دادم . نزهت الملوك جلوى ميرزا يحيى ، حورى جلوى چنگيز خان ، عين الملوك جلوى رضابيك ، بتول دختر كشور هم جلوى على نشست . راه خوب بود يعنى براى ماها . آنها متوكلا على الله مىرفتند . يك ساعت و نيم به غروب مانده وارد قريهء زرهجرد شديم . جناب شيخ الاسلام قبل از وقت اطلاع داده بود عمارت حكيمباشى را فرش كرده رعايا جلو آمده بودند . باغچه و عمارت بسيار مصفاى قشنگى بود ، هوا هم در كمال خوبى . شب تمام صحبت سوارى امروز و نالهء سوارى فردا بود . خيلى خنده داشت . روىهمرفته خوش گذشت . بچهها هريك در راه اسبى براى خود انتخاب كردهاند و متصل دعوا بايد طى كنم .